جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

اخبار نشریه

آخرین شماره

No 7
شماره 7 سال 6
بهار 1396
|

پربازدیدترین مقالات


آخرین مقالات منتشر شده

یشت¬ها نمایندۀ سنت رایج شعر شفاهی جامعۀ دامدار و کشاورز ایران در دورۀ باستان است که با وجود داشتن رنگ ملی ایرانی، عناصر شعری ادبیات نیاکان هندواروپایی را نیز در خود حفظ کرده است. سرودهای ستایشی و افسانه¬ای یشت¬ها مهم¬ترین نیازهای فرهنگی جامعۀ کهن را با زبان شعر و به¬گونه¬ای نمادین به¬تصـویر می¬کـشند. سبک مدیحه¬وار در کنار بیان نمادین اعمال ایزدان و پهلوانان، دو ویژگی بنیادین و مشترک با دیگر میراث ادبی هند¬و¬اروپایی در یشت¬هاست. در این مقاله ضمن نشان¬دادن جایگاه ادبی یشت¬ها در میان جریانات سنتی اشعار هم¬خانواده، هنرسازه¬هایی که ساختار ادبی و شعری آن را به¬وجود آورده است بررسی و معرفی می¬شود. بارزترین هنرسازه¬ای که در یشت¬ها دیده می¬شود، تکرار است، و دوشادوش آن صفت هنری است که معمولاً آمیختگی این دو صنعت ادبی با یکدیگر ساختار بیرونی یشت¬ها را شکل داده است. هنرسازه¬هایی چون تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه، گاه آشکار و گاه پوشیده یا مضمر، ساختار بیرونی سرودها را کمال بخشیده است. آرایه¬های ادبی و شیوۀ پیشرفته¬ای که در بیان تصویرهای زنده و حماسی یشت¬ها وجود دارد نشان می¬دهد شعر در ایران باستان پیشینۀ نیرومند داشته است و شاعران با تجربه¬های ناب شعری آشنا بوده¬اند.
DOI : 0
کلمات کلیدی : یشت‌ها، زیبایی‌شناسی، شعر
تعریف رایج برای متونِ پازند و پازندنویسی، «بازنویسی زند (ترجمه و تفسیر پهلوی اوستا) و متون پهلوی به خط اوستایی» است؛ در حالی¬که این اصطلاح در نوشته‌های پهلوی و متون فارسی و عربی دورة اسلامی به¬ معنای تفسیر و تأویلِ متون اوستایی به¬کار رفته است. برخلاف پازندنویسی به¬ معنای اخیر آن، یعنی نوشتن یک متن پهلوی یا زند به خط اوستایی، بازنویسی واژه‌ای پهلوی به خط اوستایی قدمتی دیرین دارد و در متون کهن پهلوی مانند بندهش و دینکرد واژه‌های عالمانه و اسامی خاص و جز آن، به خط اوستایی نوشته ‌شده‌اند. این مقاله دربارة واژه‌های پازندِ فرهنگ اویم است که کهن‌ترین فرهنگ ایرانی و فرهنگی دوزبانه مشتمل بر واژه‌ها و عبارات اوستایی و ترجمۀ پهلوی آنها است. در فرهنگ اویم ترجمة تعدادی از واژه‌های اوستایی به پازند باقی مانده است که بیشتر این واژه‌ها، در متون رسمی پهلوی زردشتی دیده نمی‌شود و خاصِ متون زند است و گویا تلفظ واژه‌ای را نشان می‌دهند که بازنویسی واژه‌ای اوستایی به خط پهلوی در زند بوده است.
DOI : 0
کلمات کلیدی : پازند، زند، اوستا، پهلوی، الفبای اوستایی
یکی از پدیده‌های معمول در برخورد و تماس زبان‌ها وام‌گیری عناصر زبانی از یکدیگر است. زبانی ختنی که ازجمله زبان‌های ایرانی میانۀ شرقی است، از یک‌سو به¬دلیل قرار داشتن در منطقۀ آسیای میانه و در مسیر جادۀ ابریشم و از سوی دیگر، به¬سبب پذیرفتن آئین بودایی، واژه‌های بسیاری را از دیگر زبان‌ها به وام گرفته است. در این مقاله به بررسی این وام‌واژه‌ها، خاستگاه و طبقه‌بندی آنها به¬لحاظ زبانی و اجتماعی می‌پردازیم.
DOI : 0
کلمات کلیدی : قرض‌گیری، قرض‌گیری واژگانی، وام‌واژه، گرده‌برداری، ختنی، سنسکریت
در شاهنامه در بیتی از داستان سیاوخش آمده است که کیکاوس بر قد و بالای پسر رشیدش، سیاوخش «آفرین بزرگان» بخواند. همۀ شارحان شاهنامه در تفسیر این بیت به معنی لغوی این ترکیب نظر داشته‌اند، ولی در این جستار نشان داده شده است که «آفرین بزرگان» به دعای مانوی Wuzurgān Āfrīwan و دعای زردشتی frīn ī wuzurgānĀ که متن پازند آن باقی مانده است، ربط دارد و منظور شاعر این است که کیکاوس این دعای ویژه را در حق سیاوخش خوانده است.
DOI : 0
کلمات کلیدی : شاهنامه، فردوسي، سياوخش، آفرين بزرگان ، ،
یکی از مقوله‌های دستور زبان ساخت صفت الزامی است که با نام صفت فعلی،2 صفت فاعلی/مفعولی آینده3 و صفت آیندۀ مجهول4 شناخته می‌شود. معنای آن به آینده معطوف است و مفهوم ضرورت، قصد و امکان، آرزو و قابلیت را در خود دارد. صفت الزامی در زبان‌های ایرانی باستان و میانه وجود داشته و بقایایی از ساخت آن به زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نو رسـیده ‌اسـت. در اوستایی بیشـتر از پسوندهای -iia-، -tuua- و -θβa- برای ساخت آن استفاده شده‌ است. در زبا‌ن‌های ایرانی میانۀ غربی و شرقی نیز از پسوندهای متنوعی برای ساخت آن استفاده شده‌ است و نشانه‌ای از *-ya- ایرانی باستان در آنها دیده می‌شود. در فارسی امروز فقط نوعی از این ساخت رایج است که از افزودن پسوند -i/-ī به مصدر ساخته می‌شود و به صفت لیاقت معروف است.
DOI : 0
کلمات کلیدی : صفت الزامی، زبان‌های ایرانی، باستان، میانه، نو
زمان دستوری یکی از مقولات یا مشخصه‌های تصریفی ذاتی فعل محسوب می‌شود. زبان‌ها ازنظر تعداد زمان‌های دستوری‌ای که مشخص می‌کنند تفاوت دارند. اگرچه در بسیاری از زبان‌های دنیا سه زمان گذشته، حال و آینده وجود دارد، با این حال این تمایز سه‌شقّیِ زمان جهانی نیست. برخی از زبان‌ها فقط دو زمان دستوری دارند، یعنی یا تمایز بین گذشته و غیرگذشته (حال و آینده) را نشان می‌دهند یا تمایز بین آینده و غیرآینده (گذشته و حال) را. مورد اول (تمایز گذشته و غیرگذشته) وضعیتی است که در اغلب زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نو غربی، ازجمله فارسی محاوره‌ای، وجود دارد. اکثر گویش‌های (فلات) مرکزی ایران نیز فقط تمایز زمان گذشته و غیرگذشته را دارند. با این حال در تعداد کمی از آنها زمان آینده وجود دارد و حتی در تعداد بسیار محدودتری از آنها (مثل ابیانه‌ای و طَره‌ای) تمایزات جزئی‌تری مثل آیندة نزدیک (با تصریف فعل) و آیندة دور (با ترکیب فعل کمکی و فعل اصلی) نشان داده می‌شود. این مقاله ساخت‌های آینده در دو گویش مذکور را بررسی می‌کند. کلیدواژه‌ها: زمان دستوری، گویش‌های (فلات) مرکزی، آیندة تصریفی و ترکیبی، پیشوند نمود کامل، فعل کمکی
DOI : 0
کلمات کلیدی : زمان دستوری، گویش‌های (فلات) مرکزی، آیندة تصریفی و ترکیبی، پیشوند نمود کامل، فعل کمکی
خوری که در چند روستا از شهرستان خور¬و¬بیابانک در شمال شرقی استان اصفهان رواج دارد، یکی از گویش¬های شمال¬غربی ایران است. هدف این مقاله بررسی ویژگی¬های آوایی و واژگانی این گویش برای ارزیابی ارتباط آن با دیگر گویش¬های ایرانی و تعیین جایگاه آن در میان این گویش¬هاست. یافته¬های این مقاله نشان می¬دهد که خوری بیشتر ویژگی¬های اصلی گویش¬های شمال¬غربی را دارد، اما در روند تحولات بعدی خود دستخوش دگرگونی¬هایی شده است که آن را در کنار بلوچی و کردی قرار می¬دهد. دگرگونی¬های آوایی جدیدتر خوری ارتباط بیشتر این گویش را با بلوچی و گویش¬های منطقۀ کرمان و سیستان مانند بشگردی نشان می¬دهد. ویژگی¬های آوایی و واژگانی خوری همچنین نشان¬دهندۀ برخی همانندی¬ها میان این گویش و گویش¬های جنوب¬غربی است.
DOI : 0
کلمات کلیدی : خوری، ویژگی¬های آوایی، گویش¬های ایرانی، گویش¬های شمال¬غربی، واج¬شناسی تاریخی
هدف مقالۀ حاضر تبیین وجود واکۀ /ɔ/ در گویش کتولی روستای محمدآباد از توابع علی¬آباد ¬¬کتول در استان گلستان است. فرضیۀ تحقیق ناظر به وجود واکۀ متوسط پسین گرد /ɔ/ در گویش کتولی است. برای انجام این پژوهش، با پنج گویشور مسن زن هرکدام به مدت یک ساعت مصاحبه شد تا کلمات به¬طور طبیعی در بافت واجی ضبط شوند. درنهایت 105 کلمه حامل واکه¬های /ɔ/، /o/ و /ɑ/ استخراج و در محیط نرم¬افزار پرات تقطیع شد. با یک بررسی دیداری و استفاده از کمینگی تغییرات سازۀ دوم، قطعۀ ایستای واکه¬ها به¬دست آمد. پس از محاسبة مقادیر فرکانس پایه، سازۀ اول و دوم برای قطعات ایستای واکه¬ها، فضای واکه¬ایF1 و F2 نشان¬ داد که فرضیۀ تحقیق ارزش بررسی دارد. متغیر F1 به¬عنوان سرنخ صوتی ارتفاع زبان و متغیر F2 به¬عنوان سرنخ صوتی محلّ تولید و شکل لب¬ها انتخاب شدند. باتوجه¬به طبیعی بودن توزیع مقادیر F1و F2 در هر سه واکه و استقلال ارتفاع زبان از محلّ تولید و شکل لب¬ها، دو آزمون تجزیۀ پراش یک¬طرفه انجام شد. آزمون اول ناظر به تساوی میانگین F1برای سه واکه، و آزمون دوم ناظر به تساوی میانگین F2 برای سه واکه بود. نتیجۀ آزمون نشان داد که در سطح آلفای «14/0 P<» تفاوت معنی¬داری بین مقادیر هر دو متغیر در سه واکه وجود دارد. بنابراین تقابل آوایی واکه¬های /ɑ/، /o/ و /ɔ/ در گویش کتولی پذیرفته شد. با بررسی توزیع واجی و جفت¬های کمینه تقابل واجی واکة /ɔ/ نیز در این گویش به -اثبات رسید.
DOI : 0
کلمات کلیدی : گویش کتولی، واکه، تقابل آوایی، فضای واکه¬ای
نوشتار حاضر بررسی «فرایند تکرار» در زبان مازندرانی به¬عنوان عامل جمع‌ساز است، هرچند در این زبان «تکرار غیر جمع‌ساز» و «جمع غیرتکرار» نیز وجود دارد. تکرار در زبان فارسی برای ساختن واژه‌های جدید به¬کار می‌رود و مفاهیمی چون تأکید، شدت، افزایش، تداوم، انبوهی و بی‌شماری یا جنس و قسم را به پایه می‌افزاید و گاه، علاوه¬بر تعمیم معنی پایه، مقولة آن را نیز تغییر می‌دهد. تکرار در زبان مازندرانی، علاوه¬بر مفاهیم یادشده، فرایندی جمع‌ساز است و زایایی آن تا بدان‌جاست که گویشور مازندرانی هنگام صحبت¬ کردن به زبان فارسی نیز از آن استفاده می‌کند. بررسی مجموعة به¬دست¬آمده نشان می‌دهد که پایة تکرارِ جمع‌ساز در مازندرانی بر اسم، صفت و ضمایر شخصیِ جمع استوار است. برمبنای همین شواهد انواع آن عبارت از: تکرار کامل، تکرار کامل پایانی، پیش‌تکرار ناقص، پیش‌تکرار ناقص پسوندی و مواردی چون تکرار صفت و جمع بستن اسم، تکرار اسم و جمع بستن اسمِ پیش از نقش‌نمای ‌اضافه است. این فرایند بر کلماتی که با علامت جمع /-un/ نیز جمع بسته شده¬اند تأثیر می¬گذارد و دوباره آنها را جمع می‌بندد. تکرار جمع‌ساز در مازندرانی صورتی با نام اتباع هم دارد که اکثر شواهد یادشده را می‌توان در قالب آن به‌کار برد.
DOI : 0
کلمات کلیدی : زبان مازندرانی، تکرار، اتباع، فرایند جمع‌ساز
تازه‌های نشر
DOI : 0
کلمات کلیدی : تازه‌های نشر
DOI : 0
کلمات کلیدی : اخبار

معرفي نشريه

صاحب امتیاز :فرهنگستان زبان و ادب فارسی
مدیر مسئول :غلامعلی حدّاد عادل
سردبیر :محمدتقی راشدمحصّل
هیئت تحریریه :
ژاله آموزگار
یدالله ثمره
محمد دبیرمقدّم
علی‌اشرف صادقی
بدرالزمان قریب
شاپا :1025-0832
شاپا الکترونیکی :1025-0832

نمایه شده